خداى سبحان روزى درویشان را در مالهاى توانگران واجب داشته . پس درویشى گرسنه نماند جز که توانگرى از حق او خود را به نوایى رساند . و کردگار ، توانگران را بازخواست کند از این کار . [نهج البلاغه]
مجله الکترونیکی کتابدار
   1   2   3      >
مقدمه

اکنون انستیتوی امریکائی دکومانتاسیون[2] بر آن شده است تا نام خود را به انجمن امریکائی اطلاع رسانی بدل سازد بسیاری از ما کوشش میکنیم تا برای همکاران و دوستان خود توضیح دهیم که اطلاع رسانی چیست و کار پژوهشگران این رشته علمی چه بوده ارتباط آن با دانش کتابداری و دکومانتاسیون چگونه است.


آن دسته از ما که بدنبال دادن چنین توضیحی در این زمینه هستند میدانند که این کار وظیفه ای است دشوار؛ اینک بعنوان تمرین بر آن شدم تا با فراغ خاطر و نه تحت فشار پرس و جوی های مستقیم پاسخی برای این سوالات پیدا کنم. ولی از همین اول اجازه بدهید بگویم پاسخی معین و قطعی نیافته ام فقط امیدم آن است که این مقاله کانون بحثی را فراهم سازد که دست کم ذهن خود ما را روشن کند و به توضیح کاری که میکنیم تواناتر سازد.


تعریف


اصطلاح "اطلاع رسانی" مدتی است که برای ما آشنا است در نشریه:     Annual Review of Information Science روبرت.س. تایلور تحت عنوان "جنبه های حرفه ای دانش اطلاع رسانی و تکنولوژی" سه تعریف برای دانش اطلاع رسانی آورده است. این سه تعریف دارای نکات مشترکی هستند اما هر یک به نکته ای خاص تاکید بیشتری کرده اند. تعریفی که خواهیم داد از ترکیب این سه تعریف بدست آمده است.


دانش اطلاع رسانی عبارت است از رشته ای علمی که درباره کیفیت و کاربرد اطلاعات، نیروهای حاکم بر جریان اطلاعات و همه ابزارهای آماده سازی اطلاعات برای دسترسی و استفاده مطلوب، تحقیق میکند.


کار دانش اطلاع رسانی پرداختن به آن بخشی از دانش است که به تولید گردآوری، سازمان دهی، ذخیره، بازیابی، ترجمه، انتقال، تبدیل، کاربرد اطلاعات مربوط میشود. دانش اطلاع رسانی همچنین درباره ارائه اطلاعات به روش طبیعی و مصنوعی و کاربرد قالب ها برای انتقال کامل اطلاعات و شیوه های آماده سازی اطلاعات و ابزارهای و فن های آن مانند ماشین های حسابگر و روش های برنامه ریزی آن به پژوهش میپردازد.


دانش اطلاع رسانی علمی است ترکیبی که به رشته های دیگر مثل ریاضیات، منطق، زبان شناسی، فن ماشین های حسابگر، تحقیق در عملیات و هنر گرافیک، ارتباطات، دانش کتابداری، مدیریت و سایر رشته های مشابه نیز بستگی دارد.


این علم هم دارای جنبه نظری است که موضوع را صرف نظر از کاربرد آن به مطالعه میگیرد و هم دارای جنبه عملی که خدمات و محصولات را ایجاد میکند.


اگر این تعریف پیچیده بنظر میرسد از آن رو است که خود موضوع غامض و چند بعدی است و تعریف ناگزیر باید جامع و مانع باشد.


در حال حاضر دانش اطلاع رسانی کار اختصاصی هیچیک از سازمانها نیست لیکن بر حسب سنت کار انستیتوی امریکائی دکومانتاسیون مطالعه درباره دکومانتاسیون و اطلاع رسانی بوده است. ضمنا" باید دانست که کتابداری و دکومانتاسیون جنبه های عملی علم اطلاع رسانی است و خط مشی ها و فن هائی که کتابداران و دکومانتالیست در کار خود دارند بایستی مبنی بر اصل نظری علم   اطلاع رسانی باشد و متقابلا صاحب نظران علم اطلاع رسانی بایستی فن های آزموده شده دست اندرکاران را مورد مطالعه قرار دهند.


 


نیاز به اطلاع رسانی
هدف اطلاع رسانی بعنوان یک رشته علمی تهیه مجموعه اطلاعاتی است که سبب پیشرفت نهادها گوناگون و روش هائی  میشود که وقف گردآوری و انتقال دانش هستند. این نهادها بر چند      دسته اند از جمله: کتاب برای ثبت دانش مدرسه برای تعلیم دانشی که در طول چند نسل گرد آمده است، کتابخانه برای ذخیره و انتشار دانش، سینما و تلویزیون برای بنمایش در آوردن دانش، مجله برای انتقال مکتوب آخر پیشرفت های فنی در زمینه معین و سرانجام کنفرانس برای انتقال شفاهی اطلاعات.


این نهادها وظیفه مهمیرا که بر عهده  داشته اند انجام داده و میدهند ولی برای برآوردن نیازهای ارتباطی جامعه امروز کافی نیستند بعضی از عواملی که به نارسائی آنها کمک میکند عبارتند از:


1-     رشد شفگت انگیز علوم و تکنولوژی و سرعتی که با آن دانش نو عرضه میشود و دانش گذشته کهنه و منسوخ میگردد.


2-     سرعت کهنه شدن دانش فنی،  بطوریکه فارغ التحصیلان قدیمی مجبورند برای نو کردن مهارت های خود بمدرسه برگردند.


3-     فراوانی دانشمندان دست اندرکار و وجود مجلات علمی و فنی بسیار


4-     افزایش تخصص که تفهیم و تفهم و مبادله اطلاعات را بین رشته های مختلف علمی مشکل میکنند.


5-     فاصله زمانی اندک بین پژوهش و کاربرد آن که احتیاج به کسب اطلاع را آنی تر و شدیدتر میکند.


در نتیجه این گونه نیازهای مبرم، روش های موجود برای مبادله اطلاعات ناقص تشخیص داده   شده اند. اطلاع رسانی همگام سایر علوم رشد نکرده است و حال وقف آن است کوشش بسیار وقف این کار شود. تا این عقب ماندگی جبران گردد. اگر شیوه های ارتباط و مبادله اطلاعات بهبود نیابند مانعی بزرگ در راه سایر علوم ایجاد میشود و عدم ارتباط سبب دوباره کاری و پائین آمدن میزان پیشرفت خواهد شد.


بدین ترتیب اهمیت اطلاع رسانی و دلایل تاکید امروزه بر این رشته علمی واضح است انجمن  اطلاع رسانی امریکا بیان محسوس این حقیقت است که باید هر چه بیشتر کوشش خود را هم آهنگ کنیم و با مشکلات تازه ای دست و پنجه نرم نمائیم.


 


کاربرد و پژوهش در اطلاع رسانی
همچنانکه در تعریف خود یادآور شدیم اطلاع رسانی هم جنبه ای نظری مطلق دارد و هم جنبه عملی. آنان که در این رشته علمی دست اندر کارند بر حسب تحصیلات و علائق خود بر یکی از این دو جنبه تاکید بیشتری میگذارند. در این محدوده هم برای اهل نظر جا هست و هم برای اهل عمل و واضح است که به هر دو دسته نیاز هست نظریه و عمل بنحوی ناگسستنی بیکدیگر پیوند یافته اند و  هر یک از نتیجه کار دیگری استفاده میکند.


پژوهنده اطلاع رسانی قلمرو وسیعی در اختیار دارد که در آن میتواند تحقیقات خود را ادامه دهد. نگاه تندی به 566 (باستثناء فهرست و واژه نامه) آخرین شماره (شماره 14) "پژوهشها و دگرگونی های جاری در دکومانتاسیون" وسعت سرسام آور طرح در دست مطالعه را نشان میدهد. 655 گزارش به 9 رشته به شرح زیر تقسیم شده اند.


1-     نیازهای و استفاده های اطلاعات
مطالعه رفتاری استفاده کنندگان، مطالعه شواهد، الگوهای ارتباط، انتشارات و تحقیقات


2-     رونوشت برداری و ایجاد مدارک
ترکیب بکمک ماشین حسابگر، میکروفرم، ثبت و ذخیره، نوشتن و ویراستاری


3-     تحلیل زبان
زبان شناسی محاسبه ای، واژه شناسی، آماده سازی، زبان طبیعی (متن)، زبانشناسی روانی، تحلیلی معنائی


4-     ترجمه
ترجمه ماشینی، ابزارهای کمکی ترجمه


5-     چکیده نویسی، طبقه بندی، اقتباس و نمایه سازی، مطالعه واژگان
6-      طرح سیستم


مطالعه تطبیقی، بازیابی اطلاعات، عملیات ماشینی کتابخانه، انتشار برگزیده اطلاعات


7-     تحلیل و ارزشیابی
مطالعه تطبیقی، کیفیت نمایه سازی، قالب ریزی، روش های آزمون و سنجش طرز عمل، کیفیت ترجمه


8-     شناخت الگو
آماده سازی تصویر، تحلیل گفتار


9-     دستگاه های سازگار کننده
هوش مصنوعی، خودکارها، حل مساله، دستگاههای خود سازمان ده. ملخص کلام آنکه پژوهش های اطلاع رسانی خواص و رفتار اطلاع، استفاده و انتقال اطلاع و آماده ساختن آنرا برای ذخیره و بازیابی مطلوب بررسی میکند.


مطالعات نظری نباید در خلاء انجام شود و در حقیقت انجام هم نمیشود. پژوهش و کاربرد و نظریه و عمل پیوسته بر یکدیگر تاثیر میگذارند اما مانند سایر رشته های علمی، پژوهندگان اقلیتی کوچک ولی موثر را تشکیل میدهند بیشتر افراد در این رشته کوششان معطوف به جنبه های عملی است. و کارشان پرداختن به عملیات و مسائل مربوط به انتقال اطلاعات است. آنان وظیفه دارند برغم همه نارسائی ها  دستگاه را بکار اندازد و در حوزه عمل به رفع نقائص بپردازند و نیز باید از فن های تازه که پرورده میشود مطلع شوند و وقتی درستی آنها به اثبات رسید بکارشان بندند و در عرصه عمل آنها را ارزیابی کنند. اما باید بخاطر داشت که بخصوص در اطلاع رسانی تمایز دقیقی بین پژوهش و فن وجود ندارد. منتهی باید دید که هر کس به کدام جنبه تاکید میکند ولی آنچه مسلم است همه افراد به یک مجموعه از مسائل میاندیشند.


هر رشته علمی باید نوعی وابستگی دانشگاهی داشته باشد بنابراین توجه باین نکته حایز اهمیت است که اطلاع رسانی امروز در تعداد بسیاری از دانشگاهها بعنوان یک رشته علمی برسمیت شناخته شده است. موضوع هائی که تدریس میشود در دانشگاه های مختلف فرق میکند اما این تفاوت بیشتر زاده امکانات حرفه ای است تا اختلاف عقیده درباره آنچه باید تدریس شود. این گونه گونی کاری است بسیار مطلوب زیرا این زمینه تحقیق هنوز بسیار جوان است و زود است که برنامه درسی واحدی بصورت استاندارد پیشنهاد شود در همین حال تنوع برنامه ها پیشرفت و بررسی را تشویق میکند و همچنانکه دانشجویان از تحصیل فارغ میشوند. تاثیر رشد دهنده و یک شکل کننده ای بر برنامه درسی خواهند گذاشت.


خلاصه
در این جا یک بار دیگر مایلم به سوالات و پاسخ هائی که سبب نوشتن این مقاله در اطلاع رسانی شدند اشاره کنم و نیز باید اضافه کنم که این توضیحات باین قصد داده نشده اند که آخرین پاسخ بدین سوالات باشند بلکه صرفا کانون هائی فراهم میآورند که باید بیشتر در اطرافشان به بحث و تفسیر پرداخت.


اطلاع رسانی چیست؟
اطلاع رسانی علمی است مرکب از چند رشته علمی دیگر که خواص و رفتار اطلاعات، نیروهای حاکم بر جریان و استفاده از اطلاعات و فن های خاص آماده سازی اطلاعات، چه دستی، چه ماشینی را برای ذخیره، و بازیابی و انتشار مطلوب بررسی میکند.


دکومانتاسیون چیست؟
دکومانتاسیون یکی از بخش های کاربردی اطلاع رسانی است. کار دکومانتاسیون تحصیل، ذخیره، بازیابی و انتشار اطلاعات مفید ثبت شده بصورت گزارش و مجله است. بعلت ماهیت مجموعه و احتیاجات مراجعان، دکومانتاسیون بر استفاده از تجهیزات آماده سازی داده ها، رپروگرافی، میکروفیلم، بعنوان فن های پرداختن به اطلاعات تاکید بسیار میکند.


عالم اطلاع رسانی چه میکند؟
عالم  اطلاع رسانی ممکن است در این رشته بعنوان پژوهنده، معلم یا متخصص کاربرد کار کند. بدین معنی که ممکن است برای پرورش فن های تازه پرداختن به اطلاعات به پژوهش دست زد یا اطلاع رسانی درس داد یا نظریه و فن های اطلاع رسانی را بکار بست یا سیستم های پرداختن به اطلاعات را آفرید، تعدیل کرد یا بهبود بخشید.


اطلاع رسانی رشته ای مهم و ضروری است و عالم اطلاع رسانی وظیفه مهمی در اجتماع بگردن دارد.


 


 نوشته: هـ .بورکو
ترجمه : حسین دانشی و پرویز مهاجر



سمیه علی گلی ::: یکشنبه 29/2/1387::: ساعت 5:32 عصر

سلام خدمت همه عزیزان آنچه را امروز قصد دارم خدمت شما عزیزان ارائه دهم، از دو جهت برای من حائز اهمیت است. یکی اینکه دقیقاً بدانیم ما چه می کنیم. ما فراتر از آنچه که برای خودمان ارزش قائلیم دارای ارزش هستیم. این تعریف از خودمان نیست بلکه به خاطر تفاوتهایی است که ما کتابداران با سایر فعالان اجتماعی و حوزه معرفتی داریم. من قصد دارم که امروز با یک دید سه وجهی به مدیریت دانش اشاره کنم که با رشته ما نیز در ارتباط است. صحبت امروز در باب مثلث مدیریت دانش در کتابداری و اطلاع رسانی است. قبل از ورود به این بحث، باید چند مفهوم برای ما روشن شود که به درک مشترکی برسیم. ابتدا ما باید اصطلاحات را روشن کنیم. مدیریت، دانش، کتابداری، اطلاع رسانی و درنهایت مدیریت دانش. بیش از هرچیز، باید دانست که کتابداری و اطلاع رسانی چیست. کتابداری و اطلاع رسانی از چند بعد قابل تعریف است یکی به عنوان یک علم یکی به عنوان یک حرفه و دیگری به عنوان فن. وجه علمی کتابداری را اینگونه تعریف می کنیم: مطالعه و کشف راهکارهای ایجاد پیوند میان دانش مضبوط و ذهن انسان. تمام هدف این علم، برقراری پیوند بین دو پدیده است که پیش از حرکت ما وجود دارد. دانش مضبوط از قبل وجود داشته و وجود خواهد داشت. ذهن انسان همین گونه است. تلاش رشته ما پیوند بین ایندو پدیده است. پیوند یک چیز لفظی نیست. بسیار دشوارتر از آن چیزی است که در عرض کوتاه زمانی صورت گیرد. ممکن است زمانی بسیار طولانی را بطلبد. ما با دو چیزی سروکار داریم که مکاتب مختلف فکری در باب آن به توافق نرسیده اند. جوهره مباحث مکاتب فلسفی این است که دریابند دانش و معرفت بشری جیست. ما چگونه می دانیم آنچه را که می دانیم. ذهن از سوی دیگر چگونه قادر به درک پدیده ها و وقایع است؟ بنابراین کار مطالعه برقراری پیوند کار کوچکی نیست. ما در کارهای روزمره این کار را صورت می دهیم. زمانی که فردی به سراغ منبعی می رود که شما آن را سازماندهی کرده اید و بعد وی با کلید واژه های خاص استفاده می کند تا به متنش برسد تمام این فرایند کاری است که ذهن فرد با دانش مضبوط برقرار می کند. پس علم کتابداری، مطالعه در جهت یافتن بهترین و موثرترین راههای ایجاد ای پیوند است. اما باید توجه داشت رشته ما در عین حال که علم هست، حرفه هم هست. این پدیده جدیدی نیست. پزشکی هم در عین علم بودن حرفه هم هست. وقتی می گوییم طبابت بر وجه حرفه بودن پزشکی دلالت می کنیم و هنگامی که می گوییم طب، بر وجه علمی رشته پزشکی تاکید می کنیم. برخی از رشته ها این تفاوت را ندارند. حرفه چه می کند؟ راهکارهایی که در مطالعه علم این رشته به آن دست پیدا کرده در در چگونگی به کارگیری آن در عمل و در اجرا کار می کند. وقتی به ما می گویند حرفه مندان رشته کتابداری، یعنی ما کسانی هستیم که قرار است به این مطالعات تحقق عملی ببخشیم آنچه را که در مطالعات نظری برای بهینه سازی کار صورت گرفته است. اصطلاح بعدی، فن و مهارت است که بازهم در همین راستاست یعنی ایجاد پیوند میان دانش مضبوط و ذهن انسان. فن و مهارت، میزان اشرافی است که ما بر آن راهکارها داریم. وقتی گفته می شود یک نفر کتابدار مرجع خوبی است و یک نفر خوب فهرست نویسی می کند یک نفر در حوزه نمایه سازی و چکیده نویسی مهارت دارد همه اینها بیان ساده و کلی اش این است که می توان از راهکارهای ایجاد پیوند به خوبی استفاده نمود. چون به کار اشراف دارد. اما همه اینها در یک بستر روی می دهد به نام کتابخانه. کتابخانه در معنای وسیع آن. حتی یک وب سایت. نه فقط کتابخانه گوتنبرگی. در کتابخانه اتفاقی می افتد که با بیمارستان متفاوت است. این محل شرایط و امکانات ایجاد پیوند میان ذهن انسان و دانش مضبوط را فراهم می کند. وقتی شما امکانات، فضا، دانش فنی را در کتابخانه به خدمت می گیرید هدف تحقق برقراری پیوند مذکور است. تلاش ما تا الان در برقراری این پیوند بسیار موفق بوده است و هرگز پایانی ندارد. اما وجه دیگری که باید در اینجا تعریف شود مدیریت است. تعاریف متعددی از مدیریت ارائه شده است. ولی جوهره مفهومی اینها مشابه است. مدیریت یعنی فرایند راهبری، دستکاری، کنترل، حفاظت و توسعه. این عاملها در مدیریت وجود دارند. اصطلاح بعدی دانش است. اکثر منابعی را که انسان مطالعه می کند یک خط مشخصی دارد که پیوسته تکرار می شود. تبدیل داده به اطلاعات و دانش و خرد. این مسیر چگونه طی می شود؟ چطور داده به اطلاعات تبدیل می شود؟ دانش اساسا مجموعه معنی دار اطلاعات است. اما اگر به این ترتیب فرض کنید که مجموعه داده ها اطلاعات را تشکیل نمی دهد مجموعه اطلاعات، دانش را تشکیل نمی دهد مجموعه دانش ها خرد را تشکیل نمی دهد مجموعه خردها هم حقیقت نمی شود. مهم آنی است که این مجموعه را به یک واحد تبدیل می کند. این معنی دار بودن یعنی اینکه معنی فقط در ذهن امکان دارد و در آنجا روی میدهد. داده به خودی خود هیچ معنا و مفهومی را در بر ندارد. به واسطه فهم است که معنی پیدا می کند. زمانی که از داده به اطلاعات حرکت می کنیم فهم روابط داده را به اطلاعات تبدیل می کند. عنصر فهم در تبدیل داده به اطلاعات، اطلاعات به دانش، دانش به خرد نقش اساسی دارد. فهم جایی به جز ذهن بشر ندارد. هرگز به یک نظام ماشینی نمی توان گفت دارای فهم شده است. اطلاعات فقط می توان در آستانه دریافت ذهن است که می تواند درک شود و باید با پیشداشته های قبلی ذهن ترکیب شود تا به دانش تبدیل شود که در نوشتارهای گذشته هم به آن اشاره شده است


اکنون این سوال مطرح می شود که منظور از مدیریت دانش در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی چیست؟ مدیریت دانش، اصطلاحا متعلق به کتابداری نیست. از رشته های دیگر به خصوص رشته مدیریت سازمانی به رشته ما آمده است. مدیریت دانش در آن معنا یعنی مدیریت بر دانش نیروی انسانی سازمان تلقی می شود. حتما با اصطلاح دانش عیان و نهان برخورد داشته اید. دانش نهان آن چیزی است که در ذهن ما هست ولی هیچ بازنمودی پیدا نکرده به تبدیل به نوشته شده و یک مهارت انجام کار. ولی همیشه همراه ماست.هدف مدیریت دانش درآن معنا حفظ مهارتهای موجود نیروی انسانی در یک سازمان، از آنها استفاده کنیم و از مهارتها و دانش نظری  و فنی آنها برای بهینه سازی کار بهره بگیریم. اما رشته ما گفت دانش می تواند به شکل دیگری هم رقم بخورد. دانش عیان، یعنی دانشی که بازنمود ذهن تولید کنندگان خود آن آثار است که در واقع این کار ماست. مجموعه سازی در کتابخانه ها یعنی گردآوری دانش افراد مختلف که در یکجا جمع شده است. در رشته ما دانشی حضور دارد که کمتر به آن عنایت می شود و آن دانش کاربران است. ما نیروهای مناسب را اخذ می کنیم، برایشان دوره های کوتاه مدت برگزار می کنیم و دانش آنها را با هدفهای سازمانی خودمان منطبق می کنیم یا وظیفه ای که قرار است انجام دهد. تمام دانشجویانی که فارغ التحصیل می شوند عامه گر هستند. شما وقتی وارد یک سازمان می شوید برای اینکه با آن سازمان خاص و نحوه فعالیتهایش و چگونگی نیازهایش آشنا شوید راهی ندارید جز اینکه یک کارگاه یا دوره ای بگذرانید و هیچ نباید از اینکه باید این دوره را بگذرانید نباید دلخور شوید. اگر این کارگاه درست تنظیم شده باشد مفاهیم نظری را که آموخته اید عملیاتی می کند. پس در دانش نیروی انسانی دستکاری می شود. این ذهن کنترل می شود و همان مسیری را می رود که تابع اهداف سازمان است و انحرافی در آن پیدا نشود و چنددستگی به وجود نیاید. سعی در حفظ افرادی داشته باشید که برایشان سرمایه گذاری کرده اید. به واسطه عشق و علاقه مدیر اورا عوض نکنید. مدیریت مجموعه چگونه صورت می گیرد؟ ما دانش عیان را دستکاری می کنیم. ما کتابداران مولدان دانش هستیم. کتابداران خودشان تولید کننده دانش هستند. کتابداران ساختار شکنی می کنند. آنها بدون اینکه به فیزیک کتاب دست بزنند هر پاره اطلاعاتی کتاب را با یک نماد موضوعی قابل دسترسی می سازید. یعنی به منابع هویت داده اید و با یک نماد واحد دسترسی به دانش و اطلاعات را میسر ساخته اید. این ساختار شکنی، دستکاری در نظام دانشی مجموعه است. سعی می کنید که نمادها را یکپارچه به کار ببرید. منابع را حفظ می کنید.امنیت آنها را حفظ می کنید و نیز وضع فیزیکی و ظاهری آنها را نیز حفظ می کنید. در نهایت توسعه که اساس هر نظامی است که با روزآمد نگه داشتن مجموعه چرخه حیات آن را حفظ می کنید. اما نکته مهم دیگر، وجه سوم است. ضلع دیگر مثلث است و آن کاربران هستند. ما چطور می توانیم دانش کاربران کتابخانه را کنترل کنیم؟ ما دو نوع دانش نهان داریم. ما مجموعه و پرسنل کتابخانه و نیز کاربران را در اختیار داریم. دانش نهان متعلق به کتابدار و کاربر است. دانش عیان هم مجموعه کتابخانه است. از دید معرفت شناسی، دانش کتابدار دانشی کارکردی است. وی فراگرفته چگونه برای بهینه سازی منابع دانش خود را به کار بگیرد. دانش کاربر در عین حالیکه دانش نهان است دانش کاربستی است. وی می آموزد که چگونه از اطلاعات استفاده کند. در جاهای دیگر از پدیده تحت عنوان Personal knowledge management شهرت دارد. یک فرد هم دانش خود را راهبری می کند. نکته اساسی این است که در کتابخانه مدیریت دانش سه گانه کتابخانه چگونه بر دانش کاربستی کاربران مدیریت می کند؟ کتابخانه آموزش چگونگی بهره گیری از کتابخانه را برعهده دارد. وقتی به کاربر می آموزید که چگونه می تواند از ابزارهای کتابخانه استفاده کند در واقع پیشداشته های وی را دستکاری می کنید. هر نوع آموزشی برای رویارویی با یک پدیده به منزله دستکاری در دانش استفاده کننده است. مسیر استفاده از منابع را به وی نشان می دهید. حتی این امر در چگونگی استفاده از موتورهای کاوش صادق است. ما زبان سیستم را به زبان کاربر تبدیل می کنیم. در بسیاری از مواقع تلاش می کنیم که زبان کاربر را به زبان سیستم نزدیک کنیم. در کتابخانه های غرب، سرعنوانهای موضوعی روی تمام برگه های برگه دان وجود داشت. به خاطر اینکه می خواستند به کاربر بگویند که اگر تو میخواهی از این برگه دان به درستی استفاده کنی این زبان سیستم کتابخانه است. پس در دانش کاربر دستکاری کرده ایم برای اینکه با سیستمی که قرار است از آن بهره گیری کند بهتر ارتباط برقرار نماید. ما فضای دلپذیر در کتابخانه فراهم می کنیم. بحث این است که باید روی خوش به کاربر نشان دهیم، با او دوستانه رفتار کنیم، لحنمان اهانت آمیز نباشد که همه اینها به این معناست که ما درصدد حفظ ارتباط کاربر با کتابخانه هستیم و قصد نداریم که او را از دست بدهیم. تلاش کتابخانه این است که همواره کاربران خود را زیاد کند و رضایت آنها را از کتابخانه بالا ببرد. تمام این فعالیتها در جهت مدیریت کاربران است. بنابراین باید به خاطر داشته باشیم که ضلع سوم مدیریت دانش در کتابداری، کاربران هستند که با نبود آنها این مثلث بی معناست. آنچه با کاربر انجام می شود احسان نیست. این کار بخشی از حرکت مدیرانه دانش به معنای واقعی در رشته ماست. اگر اینگونه بیندیشیم هرگز مجموعه یا کارکنان یا کاربران را بر دیگری ترجیح نمی دهیم و هر سه در مدیریت دانش مدنظر به طور مساوی قرار می دهیم. مثلث هرگز با یک یا دو ضلع، کامل نمی شود. 


  منبع: انجمن کتابداری و اطلاع رسانی خوزستان



سمیه علی گلی ::: یکشنبه 29/2/1387::: ساعت 5:28 عصر


 


روزگار یک طبیب کتابگذار



توجه : خواندن این متن به طبیب کتابگذارانی که قلبشان ضعیف است توصیه نمی شود.



 


ط . ک “ پس از اعلام نتایج کنکوردر حین مکالمه با اقوام و آشنایان تبریک گو


یکی ازاقوام تبریک گو از پشت دور گو : سلام ...  تبریک تبریک ... شنیدم دانشگاه قبول شدی وقتی شنیدم جون تو خییییلللللی خوشحال شدم انگار که خودم قبول شدم. حالا چه رشته ای قبول شدی؟


“ ط . ک “ با خوشالی زائد الوصف : " کتابداری و اطلاع رسانی در شاخه ی پزشکی"


اقوام : کتابداری و اطلاع رسانی در شاخه ی چی؟


“ ط . ک “ : پزشکی


اقوام : آهان خانم دکتر! واقعا تبریک می گم بهت ! شیرینی ما یادت نره ها ؟ خوب دیگه خداحافظ . برم به مهین و شهین و پروین هم اطلاع رسانی کنم ....


***


 “ ط . ک “ در خیابان درحین یافتن آدرس


“ ط . ک “ : ببخشید... یه لحظه ...


عابر : بفرمائید؟


“ ط . ک “ : شما می دونید بانک ... کجاست؟


عابر : دانشجویی؟


“ ط . ک “ ( با افتخار ) : بعله


عابر : چه رشته ای؟


“ ط . ک “ : کتابداری و اطلاع رسانی در شاخه ی پزشکی


عابر : به به ! پس شما دکتر بعد از این هستید ! شما سر مایه مملکتید!  شما..... (و مقدار متنابهی از این جور تعاریف )


“ ط . ک “ (مشعوف ازسوء تفاهم پیش آمده ) : پزشکی نه، کتابداری پزشکی


عابر( با نگاهی عاقل اندر سفیه ) : خوب اینو از اول می گفتی....


“ ط . ک “ (بی تاب و ...) : حالا بانک .... کجاست؟


عابر : برو بابا ! حال داری ! ....


***


“ ط . ک “ در آموزش دانشکده


“ ط . ک “ : ببخشید استاد ... کی تشریف می آورند؟


آموزش : انگل دارید؟


“ ط . ک “ ( با مظلومیت تمام ) : نمی دونم تا دیروز که سالم بودیم؟!؟!؟!؟!؟!


آموزش ( با نگاهی حاکی از ...) : منظورم انگل شناسیه؟ مگه رشتتون چیه؟


“ ط . ک “ (با دوزاری جا افتاده و تجربه ای جدید از عالم طبابت و خوشحال از این کشف جدید) : نه میکروب داریم.


آموزش: میکروب رو نمی دونم ولی  قارچ الان می یاد!


***


“ ط . ک “ پس از فراغت از تحصیل


“ ط . ک “ : در مورد آگهی استخدامتون یه سوال داشتم؟


مسئول آگهی : رشتتون چیه؟


“ ط . ک “ : کتابداری و اطلاع رسانی در شاخه ی پزشکی


مسئول آگهی (به قصد کُشت !) : متاسفم خانم ! ما کتابداری خالی احتیاج داریم.


 “ ط . ک “  : خوب خواهرم کتابداری خالیه ؟


مسئول اگهی ( در حال نواختن تیر خلاص ) : خانم من اشتباه کردم ! ما اصلا کتابدار نمی خواهیم ...


شش سال بعد


بعد از گذشت شش سال و به نتیجه نرسیدن تلاشهای “ ط . ک “ برای یافتن شغلی در کتابگذاری از نوع طبی اش یک روز خبر خوش پیدا شدن یک شغل خوب با حقوق مکفی(ماهی 50 هزار تومن(البته در زمان حیات نگارنده 50 هزارتومن کم پولی نبوده است)) به وی می رسد.  “ ط . ک “ با شنیدن این خبر از خوشحالی ضربان قلبش متوقف شده و نا کام و نا کار دار فانی را وداع می گوید و این شغل اوکازیون به یک غیر کتابگذار می رسد تا درس عبرتی شود برای سایرین....


***.



سمیه علی گلی ::: شنبه 24/1/1387::: ساعت 7:51 عصر


نوروزیه                                             


                                                          از : آزاد السلطنه


 


باز هم نوروز می­آید ز راه                      از نهاد من برون می­آید آه


قصه­ای دارم برایت گوش کن                  پندهایم را تمامی نوش کن


سالیانی پیش در وقت شباب                     دل بشد از دیدن دختی کباب


جان و دل از دیدنش آتش گرفت             آتشی سوزان و پر نور و شگفت


بخت با من یار بود و برقرار                    گفت بعله دلبر شیرین عذار


چند ماهی از خوشی­هامان گذشت              بعد، نوروز آمد اندر کوه و دشت


قصه­های تازه بشنیدم ز یار                      یادم آمد من ندارم هیچ کار


جز که مجوعه بسازم بیشمار                    منتظر بر کاربر باشم خمار


از گروه بحث ناید انتظار                         تا که باشد حامل این کوله بار


قصه خرج و مخارج، میهمان                   می­رسد هر لحظه بر ما بی امان


روز اول را چه گویم بد نبود                     روزهای بد ولی آمد چه زود


روز اول ما به مهمانی شدیم                      لیک بعدش خوب قربانی شدیم


میزبان بودیم تا سزده ( سیزده ) بدر           می زدیم از غصه گاهی روی سر


خرجها هر روز بالا می­گرفت                   کلبه ما بوی دعوا می­گرفت


عید بر ما تلخ­تر می­شد چه حیف !               یاد باد آن روزهای عشق و کیف !


دیگر انگاری نبودی هیچ پول                   جز که بفروشم کتابم کول کول


مکتبم پویا نگردد زین فروش              عاقبت رانگا ( مخفف رانگاناتان ) همی آید به جوش


بعد آن راهی هر برزن شدم                         من اسیر خرجهای زن شدم


این دکان و آن دکان حیران شدم                      بی کتاب خویش من ویران شدم


هر کتاب من فدای لقمه­ای                            می­شنیدم من صدای جمله­ای


گاز می­زد میهمان آن جمله را                       ریختم در کوچه آخر، جمله را


این نصیحت از کلامم گوش دار                    تا نگردی عاقبت مدهوش و زار


گر تو خواهی سرنوشتی به ازین                   حرفه­ای دنبال کن بهتر از این


از کتابت هیچ ناید سود سود                        هر چه هم داری بگردد دود دود


گر تو را در مکتبه کوشش بود                         ثروتت در انتها دانش بود !!!!!!


 



سمیه علی گلی ::: شنبه 24/1/1387::: ساعت 7:15 عصر

امام چهارم حضرت سید الساجدین زین العابدین علی بن الحسین از پدرش سید الشهداء حسین بن علی علیهما السلام نقل می کند که پدرم فرمود : یا وَلَدی یا عَلیّ وَاللهِ لا یَسْکُنُ دَمی حَتّی یَبْعَثَ اللهُ الْمَهدیَّ فَیَقْتُلَ عَلی دَمی مِنَ الْمُنافِقینَ الْکَفَرَةِ الْفَسَقَةِ سَبْعینَ اَلْفاً


ای فرزندم، ای علی، به خدا قسم خون من از جوشش نمی افتد تا اینکه خدای متعال حضرت مهدی عج را برانگیزاند تا انتقام خون مرا از هفتاد هزار نفر از منافقین و فاسقین بگیرد


موسوعه کلمات امام حسین ص 371



سمیه علی گلی ::: یکشنبه 30/10/1386::: ساعت 5:5 عصر

   1   2   3      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ